شادمانی بی سبب ...

خرید بک لینک
یه پست در مدرسه ....بعد تقریبا فکر کنم یکسال قران از حفظ خوندم برای مسابقه اونم به اجبار پرورشی ...داور هم کسی بود که سری قبل باعث شد الان 2ساله مسابقه نرفتم ...کسی رو اول کرد که برای خوندنش اونجا بودم ...دوم شدم ... جایزمو هم نگرفتمچون اول بودم مطمئن بودم ...بعد اونم دیگه مسابقه نرفتم و بعد مد شادمانی بی سبب ......

ما را در سایت شادمانی بی سبب ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 193 تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 15:21

امروز عالی بود@_@

آجووون آخرین روووز بود هاهاهاها

شادمانی بی سبب ......

ما را در سایت شادمانی بی سبب ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 174 تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 15:21

دیروز کتابای سال قبل رو داشتم همینطور ورق میزدم حاشیه ی کتابام پره از نوشتهتصمیم گرفتم بخونمشونبه یکی رسیدمتاریخ و ساعتم داشت ...یه سری خاطرات مرور شدو یه آشنا برام فرستاده بود وجملش این بود ...(آبی باش مثل آسمان تا برای دیدنت همیشه سر به هوا باشم)ساعت2:8 دقیقه بامدادو یادمه اونموقع من فرد شادمانی بی سبب ......

ما را در سایت شادمانی بی سبب ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 192 تاريخ: چهارشنبه 25 اسفند 1395 ساعت: 15:21

خسته ام

دیگر بریده ام

از همه چیز



شادمانی بی سبب ......

ما را در سایت شادمانی بی سبب ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 174 تاريخ: چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت: 3:52

خیلی خوبه که اوج خستگیت باشه و تنها داری درس میخونی با تمام بی حوصلگی یهو کسی بهت زنگ میزنه که با تمام وجود دلتنگش بودی و انقدری باهاش حرف نزدی صداشو نمیشناسی و بعد کمی وقتی میفهمی کیه جیییییییییغ میزنی که فلانی تویی؟؟؟ تنها کسی که اجازه داره فاطی صدام بزنه هرچند دعواش میکنم ولی خب....اینکه میزون تا یک ساعت بعد تماس بپری بالا پایین و ذوق کنی .... خیییییییلی خوبه ...کاش بشه یه بار ببینمش ... هرچند دیدمش ولی مثل احمقا بغض کردم زودی ازش دور شدم ولیییییییی خیلی خوب بووووددعا میکنم که عید امسال باهامون باشه ... بریم مسافرت باهم ...شخص هوادار خخخخ با اینکه ازم خیلی دوره بدجووور هوامو داره ...قبلا هم همینطور بود ...اقای هوادار هوادارتم ...کااااااااش اینجا رو میخوندی:)) شادمانی بی سبب ......

ما را در سایت شادمانی بی سبب ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 198 تاريخ: چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت: 3:52

این روزهـا کسـی، به خـودش زحمـت نمیدهـد یک نفـر را کشـف کنـد ، زیبـایی هـایش را بیـرون بکــِشـد ، تلخـی هـایش را صبـر کنـد ... آدمهـای ِ امـروز، دوستـی هـای ِ کنسـروی می خواهنـد ! یک کنسـرو که درش را بـاز کننـد ؛ بعـد ...یـک نفـر، شیرین و مهـربـان، از تویش بپَـرد بیـرون ! و هی لبخنـد بزنـد و بگویـد : " حـق بـا تـوسـتــــ " ...

شادمانی بی سبب ......

ما را در سایت شادمانی بی سبب ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 158 تاريخ: چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت: 3:52

راستی بچه ها آلبوم مهدی احمدوند عالیییییییییییییی بوووود

به نظرم سبک های مختلف و واقعا خیلی عالی بود حتما گوشش کنید^_*

شادمانی بی سبب ......

ما را در سایت شادمانی بی سبب ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 178 تاريخ: چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت: 3:52

مهدیسم آسمانی شد ...

خواهرم رفت ...

نامرد

تنهام گذاشت بی معرفت ...

26/10/95

شادمانی بی سبب ......

ما را در سایت شادمانی بی سبب ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 174 تاريخ: چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت: 3:52

امیدوارم بتونم ادامه بدم ...شدم آدم پنج سال پیش وقتی که اون رفت ...اون دفعه میشد دوباره شروع کرد ...و میدونستم که از من میلیون ها کیلومتر فاصله داری از اون وقت تاحالا کوچک ترین خبری ازت نشدهواقعا دیگه کسی نیست که بتونم باورش داشته باشمواقعا دیگه تهی شدم ... نه توانی دارم و نه ...دیگه من نمیتونم برگردم ... انگار دیگه فقط یه جسممهیچ چیزیو حس نمیکنم ...هیچ چیزبه درجه180تا تغییر کردم یعنی از این رو به اون رو ...کاش بشه یکم بتونم کنار بیام مثل اونموقع و بتونم زندگیمو کنمتو قول داده بودی میای و منم میبری پس چیشد ...کم آوردم دیگهخسته شدم ... شادمانی بی سبب ......

ما را در سایت شادمانی بی سبب ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 195 تاريخ: چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت: 3:52

تولدش بود امروز بامداد بود ... باهم حرف زدیمتبریک گفتم قبول کرد و خواست گله کنه از نبودنمراهش رو بستمدیگه دیر بود ... دیگه نمیتونستم مثل قبلا به خاطرش و حرفاش تا صبح چشم رو هم نزارماونموقع ها تموم شده ...گفتم خوابم میاد خدافظ گفت که بدش میاد و اینا ...باز راه حرف دوباره رو بستمگفتخداحافظ ...گفتم خداحافظ و یه پیام دیگه با این متن که ...برای همیشهاز طریق دوستم میدونستم حالش بدهولی اصلا برام مهم نبود اصلا دیگه جواب ندادولی دوست مشترکمون دربارش گفتقبلا چندبار به خاطرم گریه کرده بود ...دیشب هم گریه کرد ...دیوونه شده بود انگارهرچی بهش یادگاری داده بودم هرچی عکس هرچی ویدیو تقدیمی ...همشونو نگه داشته بودحتی مانی که براش نوشته بودمو ...احمقبرای دوستمون میفرستاد و گریه میکردهدوستم واسم فرستاد پیاماشو و من فقط از خنده دل درد گرفتماخه من هیچکدومو یادم نمیومدهیچکدوماونهمه تقدیمی اونمهمه ....فقط یکیشو یادم بود متنی که رو دستمال کاغذی بود و واسه چند تا از دوستای صمینی داده بودماما حتی نمیدونستم کجاست ...فقط عاشق اون دکلمه ام ...حتی اونم نگه داشته بود تک تک خاطرات یاد شادمانی بی سبب ......

ما را در سایت شادمانی بی سبب ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 155 تاريخ: چهارشنبه 18 اسفند 1395 ساعت: 3:52

صفحه بندی